خانهیادداشت‌هااخلاق و جامعه
اخلاق و جامعه

همه‌ی ارزش‌ها هم‌وزن نیستند

گاهی هر دو انتخاب خوب‌اند و دشواری واقعی، تشخیص‌دادنِ خوبِ مهم‌تر است.

ما معمولاً درباره‌ی ارزش‌ها طوری حرف می‌زنیم که انگار همین که چیزی «خوب» باشد، برای اثبات اهمیتش کافی است.

لبخندزدن ارزش است. خوش‌اخلاق‌بودن ارزش است. کمک‌کردن به دیگران ارزش است. وفای به عهد، راستگویی، رعایت نظم و نجات جان یک انسان همگی ارزش‌اند؛ اما آیا اهمیت همه‌ی آن‌ها یکسان است؟

فرض کنیم در یک بیمارستان، رعایت نظم و تکمیل مدارک پذیرش اهمیت دارد. این قواعد بی‌دلیل به وجود نیامده‌اند و نمی‌توان گفت چون نجات جان انسان مهم‌تر است، پس نظم و ثبت اطلاعات هیچ ارزشی ندارد.

اما اگر بیماری در شرایط اضطراری وارد بیمارستان شود، آیا باید ابتدا فرم‌های پذیرش را تکمیل کند یا پزشک باید جان او را نجات دهد؟

پاسخ روشن است. در آن لحظه، نجات جان انسان در اولویت قرار می‌گیرد.

این انتخاب به معنای بی‌ارزش‌شدن نظم نیست؛ فقط نشان می‌دهد ارزش‌ها همیشه در یک مرتبه قرار ندارند. گاهی شرایط ما را مجبور می‌کند میان دو کار درست، آن کاری را انتخاب کنیم که اهمیت بیشتری دارد.

در مدرسه نیز نظم کلاس ارزشمند است. معلم باید درس را به‌موقع آغاز کند و دانش‌آموزان هم باید قواعد کلاس را رعایت کنند. اما اگر در همان لحظه دانش‌آموزی در حال تحقیرشدن یا آزار‌دیدن باشد، حفظ سکوت و ادامه‌دادن درس مهم‌تر است یا متوقف‌کردن آن رفتار؟

ممکن است هر دو موضوع مهم باشند، اما هم‌وزن نیستند. نمی‌توان به بهانه‌ی حفظ نظم، رنج یک انسان را نادیده گرفت و بعد گفت ما فقط از یک ارزش دفاع کرده‌ایم.

بخش دشوار ماجرا اینجاست که پرداختن به یک ارزش کم‌اهمیت‌تر، همیشه کار نادرستی به نظر نمی‌رسد. اتفاقاً ممکن است ظاهر بسیار خوبی هم داشته باشد. مشکل زمانی آغاز می‌شود که تمام توجه، وقت و توان خود را صرف آن کنیم و ارزش‌های مهم‌تری را که در حال آسیب‌دیدن‌اند، نبینیم.

انسان‌ها، خانواده‌ها و نهادها منابع نامحدودی ندارند. زمان، توجه، پول و توان تصمیم‌گیری محدود است. به همین دلیل، انتخاب یک اولویت فقط به معنای توجه‌کردن به یک موضوع نیست؛ معمولاً به معنای کنارگذاشتن یا به‌تعویق‌انداختن موضوعی دیگر هم هست.

پس کافی نیست از خودمان بپرسیم: «آیا این کار ارزشمند است؟»

باید سؤال‌های دقیق‌تری بپرسیم: در این شرایط، مهم‌ترین ارزش چیست؟ اگر رسیدگی به این موضوع را عقب بیندازیم، چه آسیبی ایجاد می‌شود؟ چه کسی هزینه‌ی انتخاب ما را می‌پردازد؟ و آیا آن‌قدر درگیر یک کار خوب شده‌ایم که کار مهم‌تری را از یاد برده‌ایم؟

البته ترتیب ارزش‌ها همیشه ثابت و ساده نیست. ممکن است یک موضوع در شرایطی اهمیت کمتری داشته باشد و در موقعیتی دیگر به مسئله‌ای حیاتی تبدیل شود. برای مثال، رعایت نظم در شرایط عادی ضروری است، اما هنگام وقوع یک حادثه، سرعت عمل می‌تواند مهم‌تر باشد. پس اولویت‌گذاری به معنای ساختن یک فهرست همیشگی از ارزش‌ها نیست؛ به معنای دیدن شرایط و سنجیدن پیامدهاست.

شاید بلوغ اخلاقی فقط در این نباشد که خوب و بد را از هم تشخیص دهیم. گاهی هر دو انتخاب ما خوب‌اند و دشواری واقعی، تشخیص‌دادن خوبِ مهم‌تر است.

همه‌ی ارزش‌ها ارزشمندند؛ اما همه‌ی آن‌ها هم‌وزن نیستند. ارزش‌های کوچک‌تر را نباید تحقیر کرد، همان‌طور که نباید اجازه داد توجه به آن‌ها، ارزش‌های بنیادی‌تر را از چشم ما پنهان کند.

آدم‌ها و جامعه‌ها را شاید بیشتر از آنکه با فهرست ارزش‌هایشان بشناسیم، باید با اولویت‌هایشان بشناسیم؛ با اینکه وقتی نمی‌توانند به همه‌چیز بپردازند، کدام ارزش را انتخاب می‌کنند.